X
تبلیغات
رایتل
قیمت  چاپ
تاریخ : دوشنبه 27 آبان‌ماه سال 1387

 این داستان خیلی خیلی زیبا رو من از قسمت نظرات وبلاگ من یه مامانم برداشتم که توسط امیر نوشته شده بود... اینقدر جالب بود که حیفم اومد براتون نذارمش... بخونید .... نظرتون چیه؟ 

یک روز عصر پسر کوچولوی ما پیش مادرش که در آشپزخانه سرگرم پخت و پز بود ، رفت و نامه ای را که نوشته بود به او داد . مادر پس از خشک کردن دست هایش با پیش بند ، نامه را خواند ، مضمون نامه چنین بود :
برای مرتب کردن منزل 500 تومان
برای مرتب کردن اتاقم در طول هفته 1000 تومان
برای رفتن به فروشگاه جهت خرید شما 500 تومان
برای نگهداری از برادر کوچکتر 1000 تومان
برای خالی کردن ظروف آشغال 500 تومان
برای دریافت کارت صد آفرین از معلم 200 تومان
کل بدهی 3700 تومان
بقیه ماجرا از این قرار است که مادر به پسرش که منتظر جواب نامه بود نگاهی انداخت و پسر که به نظر درصدد خواندن افکار و خاطراتی بود که از ذهن مادر می گذشت ....
پس از لحظه ای مادر قلم را برداشت ، نامه ای را که پسرش نوشته بود برگرداند و مطالب زیر را روی آن نوشت :
برای نه ماه حمل تو که در درون من رشد می کردی مجانی
برای تمامی شب هایی که به خاطر تو بیدار بودم مجانی
برای تمامی روزهای سخت و اشک هایی که در طول سالیان ریخته ام مجانی
عشق و علاقه ی من به تو مجانی
برای غذا ، اسباب بازی ها و حتی پاک کردن دماغت مجانی
وقتی همه ی این ها را روی هم جمع کنی کل هزینه ی عشق من به تو مجانی

بله دوستان ، وقتی پسرک خواندن همه ی آن چیزهایی را که مادرش نوشته بود به پایان رسانید ،دانه های درشت اشک از گونه هایش پایین چکید . سپس در چشمان مادرش نگریست و گفت : مامان باور کن که دوستت دارم .
سپس قلم را به دست گرفت و با خطی درشت زیر نوشته مادرش نوشت : کل مبلغ دریافت شد .