باید ها و نباید های قنداق  چاپ
تاریخ : شنبه 1 تیر ماه سال 1387

یکی از مسئله هایی که من و مامانی از وقتی سام دنیا اومد باهاش همیشه روبرو بودیم قنداق کردن نوزاد بود. طبق دستور پزشک قنداق کردن نوزاد کلا قدقن و ممنوع برای ما اعلام شده بود. ما هم تا دقیقا چهل و پنج روزگی سام به این دستورات عمل کردیم... ولی بعد از اینکه یه مقداری سام بزرگتر شد مثل همه بچه ها تو خواب حرکت می کرد... بعضی از این حرکتهای دست و پاش به حدی بود که بیدارش می کردند... و دوباره بی تابی و گریه می کرد... این موضوع ادامه داشت وهرچی مامان مامانی ومادر من می گفتند که برای اینکه سام بد خواب نشه بهترکه قنداقش کنید ما به گوشمون نمی رفت که نمی رفت... تا اینکه دریک حرکت محیرالعقول مادر من بدون توجه به گوشزدهای پزشکی من و مامانی که بابا الان دست و پای بچمون کج و کوله میشه سام رو بایه پارچه نرم قنداق کرد... نشون به اون نشون که از ساعت نه شب تا خود صبح اصلا بیدار نشد... الان معمولا تمام روز سام بدون قنداق به سر می بره ولی شبها برای اینکه از خواب نپره ما اونو قنداق می کنیم... نظر شما چیه... کار درسته یا نه؟ شما چی کار می کردید با نی نی تون؟؟؟
میخواین عکسهای جدید سام رو ببینید... اینجا کلیک کنید.

کلیک شبانه  چاپ
تاریخ : سه شنبه 21 خرداد ماه سال 1387

اگه یه کم این وبلاگم رو دیر آپ کردم به خاطر کلیک های شبانه سام هست. در واقع سام تا چهل روزه شدنش مشکل خاصی نداشت ولی بعد از اون شبها به طرز خیلی بدی گریه می کرد. برای ما که دیگه حس کرده بودیم آشنا شدیم با ساعت های خواب و بیداری و گریه هاش،‌ اولش یه کم عجیب غریب بود. تا می خواستیم دکتر بریم خب مسلما قطع می شد ولی دکترها هم می گفتند که مشکل خاصی وجود نداره. به این حالت می گن کلیک شبانه که از طرفهای ساعت ۶ بعد از ظهر الی یک شب امکان داره پیش بیاد. حتی گریمکسچر هم اثری نداشت. بهرحال دکتر خودش گفت که بهتره از این به بعد از کلیک اید استفاده کنید. الان که تقریبا یه چهار روزی هست که از کلیک اید استفاده می کنیم مدت گریه هاش کمتر شده. اوایل وقتی که شروع به گریه می کرد بدون نفس تا یک ساعت و نیم مداوم گریه می کرد. اینقدر دلم براش کباب می شد. حاضر بودم خودم دل درد بگیرم اون نگیره. بهرحال هر کدوم از دوستای عزیز که چیزی در این مورد می دونن راهنمایی کنن تا بقیه بابایی ها هم بلد شن. موفق و سلامت باشید.
به وبلاگ سام هم سر بزنید.

بنام خدا  چاپ
تاریخ : یکشنبه 22 اردیبهشت ماه سال 1387


سلام... من علیرضا هستم و بیست و هفتم فروردین ماه سال ۸۷ پدر شدم... اسم پسرم رو سام گذاشتم... از وقتی باخبر شدم که همسرم باردار شده،‌ وبلاگ نه ماه و نه روز رو برای فرزندم راه انداختم تا خاطراتش رو یادداشت کنم... الان که به دنیا اومده تصمیم گرفتم وبلاگی برای پدرها راه اندازی کنم تا همدیگر رو بیشتر ببینیم و از تجربیات همدیگه استفاده کنیم... خیلی خوشحال می شم که شما رو هم در جمع خودمون ببینم... شما می تونید تو این وبلاگ عضو بشید و مطالب مورد نظر خودتون رو با پست های دلخواه خودتون با دیگر پدرها در میون بذارید... تو قسمت نظرات ایمیلتون رو بذارید تا براتون دعوت نامه بفرستم...منتظرتونیم.